آنگاه که...

آنگاه که......
---------------
آنگاه که غرور کسی را له می کنی
 
-------------
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی

-------------
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی
-------------

آنگاه که حتی گوشت را می بندی
 
-------------
تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی
-------------

 آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری
 
 -------------
می خواهم بدانم
-------------

دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی
 
-------------
 
تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟!
/ 6 نظر / 55 بازدید
سلمان

سلــــــــــــــام من اومــــــــــــــــــــــــــــــم راستی مواظب باش با غرورت دل داداشتو نرنجونی[فرشته] ابجی جون خیلی گلی[رویا] دوست دارم در حد ........ در حد........ هر چی فکر میکنم نمیدونم در حد چی[زبان] فقط میدونم دوست دارم خــــــــیــــلــــی[گل]

سلمان

امودم منظورمه (د) جا افتاد

سلمان

[قهقهه][شرمنده] خیلــــــــــــــــــی ضایع بازی شد تا از این بدتر نشده من برم

سلمان

خودمو مسخره کردم ها..... اشتباه فکر نکنی

dadi

با دوستانمان میتوانیم بخندیم, میتوانیم گریه کنیم, میتوانیم رستوران برویم و غذا بخوریم, میتوانیم بی غذا بمانیم و گرسنگی بکشیم, میتوانیم شادی کنیم, میتوانیم غمگین شویم, میتوانیم دعوا کنیم, میتوانیم در عروسی خواهر یا بردارش لباسهای خوبمان را بپوشیم و فکر کنیم خواهر یا برادر خودمان دارد ازدواج میکند و اگر عزیزی از عزیزان دوستمان مُرد, لباس سیاه بپوشیم وخودمان را صاحب عزا بدانیم.با دوستانمان میتوانیم قدم بزنیم میتوانیم نصف شب زنگ بزنیم و بگوییم « پاشو بیا اینجا » و اگر دوستمان پرسید « چی شده ؟ » بگوییم « حرف نزن, فقط پاشو بیا » و وقتی دوستمان بی هیچ حرفی پاشد و آمد, خیالمان راحت باشد که در این دنیا تنها نیستم.با دوستانمان می توانیم حرف نزنیم, کاری نکنیم, جایی نرویم و فقط از اینکه هستند خوشحال و خوشبخت باشیم.[گل][گل][گل]

سلمان

[گل]