پرنده


 افسوس می خورم...


وقتی که در این دروغزار پر از کرکس فکر پرنده ای هستم

فکر پرنده ای که از پرواز جا مانده است...

/ 11 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارمغان

[بغل]

مریم

منم[بغل]چطوری؟..نو و ارمغان یه چیزایی مینویسین که آدم باید سالها در موردش فکر کنه بفهمه چی به چیه...کرکس کجاس؟دروغزار تو چه شهریه؟پرنده زنده میمونه یا نه؟؟[سوال][سوال]

مریم

زود زود بنویس..آخ ..یادم نبود تو مثل ما بیکار نیستی....[ناراحت][ناراحت][ماچ]

منصوره

مریییییییییییییم جونم دوست دارم[قلب]

پری از بال سیمرغ!!

ببخشید که مزاحمتون میشم انقدر نگران استادمونم که نمیدونم چه کار بایست کنم میدونستم وبلاگ دارن اما نداشتم آدرسشو.چند تا از بچه ها آدرسی رو دادند رفتم اونجا لینکهای شماها رو دیدم .. اما دیدم تعطیله یکی از بچه ها آدرس دیگه ای داد.همین آدرس که الان نوشتم.و حالا که اومدم و دیدم بقیه دانشجوهاش خیلی زودتر از من تو وبلاگش براش کارایی کرده ن هم از خودم خجالت کشیدم و هم خشحال شدم که ایشون اقلا اینجا دیگه غریب نیست!! تو دنیای واقعی که غریب بود!! نمیدونم واقعا کدوم وبلاگشه؟اصلا شاید اشتباه میکنم... اما برام مهم نیس! کار دیگه ای ازم برنمیاد

پری از بال سیمرغ!!

چون مطمئنم انسانی مث ایشون، قطعا حتی توی دنیای نت هم با آدمای والایی مراوده دارند اومدم سراغ تک تک لینک های دوستاش (لینکهای اونجا و اینجا) ازتون خواهش کنم تو نیایشتون دعاش کنن نمیدونم دوستان ایشون چه دینی دارن اما اینو یادمه که همیشه به ما میگفت آزادگی آدمها مهمه نه دینشون. منم به پیروی ازایشون ازتون میخوام هر مسلک الهی که دارید تو عباداتتون دعاش کنین. این تصادف یه شروع تلخ بود برای ما که بفهمیم استادمون بیماری جسمی دیگه ای هم داشته و بروش نمیاورده ماییم و خاطره انسانی که اول دوستمون بود و "بعد" استادمون نمیفهمم چی مینویسم همین کامنتو میخوام برا "همه" بذارم.شاید بدعای یکی از این آدمهای خوب، استاد ما شفا بگیره. همیشه میگفت هر کی دردش بیشتره بدونه که خدا بیشتر دوسش داره.استاد معارف و اخلاق نبود!

پری از بال سیمرغ!!

اصلا نه رشته اش ربطی به این حرفا داشت و نه ظاهرش!! اما منی که یه روزی از دین متنفر بودم حالا عاشق دینمم! منی که بهیچ قیمتی قید آرایشمو نمیزدم حالا به فلسفه حجاب فک میکنم! این معجزه این آدم بود! کی دیده کسی که کارش تدریس فرهنگ بیگانه ست لابلای درسایی که ظاهرا هیچ ربطی به اسلام و ایران نداره) تبلیغ دین کنه برای ایران و ایرانی غصه بخوره همه ش میگفت دین زوری نیس!! دلیه!! و الحق که دلهای همه مون تو دستش بود!! من انقدر تو سجاده م نمی بینم که خدا رومو بگیره برا همین از شماها میخوام دعاش کنین. و چه زيبا اسم وبلاگش رو گذاشته بود سی مرغ! http://simorgh01.parsiblog.com

مریم

منم همینطور...من باید برم یه شهر دیگه واسه درس[ناراحت]...سخته؟؟؟[سوال]

مریم

سلام دوست من.چطوری؟چند روز پیش داشتم عکسای ارسبارانو نگاه میکردم. به شدت یادت افتادم[لبخند]...یادش بخیر ..خیلی خوش گذشت..[خداحافظ][خداحافظ]

شاگردان سیمرغ

سلام. امیدواریم این آخرین پستی باشد که "ما" برای سیمرغ میگذاریم. میخواهیم غافلگیرش کنیم! : میخواهیم چند وقت دیگر که می آید اینجا، بادیدن متنی که همیشه دوست میداشت برای چند دقیقه هم که شده از حال و هوای بیماری فاصله بگیرد : متنی را گذاشتیم که مدتها پیش سیمرغ درباره ی دردهای سرزمینش: “خوزستان" نوشته بود. دوستان:بهنگام غم تنهایمان نگذاشتید ، دوست داریم در شادی ما هم شریک شوید.